پیروزی آنتونیو کاست در انتخابات ریاستجمهوری شیلی قطعه دیگری از پازل گردش به راست در جهان را تکمیل کرد. شیلی قرار بود مطابق پیشگویی رئیسجمهور پیشین این کشور، قبر نئولیبرالیسم باشد؛ اما اکنون شاهد به قدرت رسیدن راستگرایان است. این پیروزی بر داخل و خارج مرزهای شیلی اثر خواهد گذاشت.
در سایه عدمکفایت بیمه پایه در پوشش هزینههای درمانی، برخورداری از بیمه تکمیلی اهمیتی دوچندان یافته است. با این حال، اختلاف گاه و بیگاه تامیناجتماعی با شرکت تامینکننده پوشش تکمیلی بازنشستگان باعث شده است رفاه و سلامت این جمعیت چندمیلیون نفری تحتالشعاع قرار بگیرد و آنها را نگران کند.
بازار ارز در اقتصاد ایران سالهاست که از یک بازار صرفا مالی فراتر رفته و به مهمترین شاخص سنجش نااطمینانیهای کلان اقتصادی تبدیل شدهاست؛ بازاری که در آن نهتنها متغیرهای واقعی اقتصاد، بلکه انتظارات، ریسکهای سیاسی و حتی حافظه تاریخی جامعه بهطور همزمان منعکس میشوند. در چنین ساختاری، هر شوک سیاسی پیش از آنکه در تولید، تجارت یا تورم ظاهر شود، ابتدا در نرخ ارز تخلیه میشود و همین ویژگی، دلار را به حساسترین متغیر اقتصاد ایران بدل کردهاست.
نرخ دلار در اقتصاد ایران نه یک متغیر مستقل، بلکه آیینهای ترکخورده از ساختاری شکننده است. ساختاری که هر لرزش سیاسی را حتی پیش از تبدیلشدن به واقعیت اقتصادی، بازتاب میدهد. در این چارچوب، بازار ارز بیش از آنکه بازتابدهنده وضعیت تحققیافته اقتصاد کلان باشد، به عرصهای برای تخلیه نااطمینانیهای سیاسی، نهادی و انتظاری بدل شده است. از اینرو، واکنش نرخ ارز به شوکها، نهتنها سریع، بلکه پیشدستانه و بعضا اغراقآمیز است. فارغ از این ملاحظات بنیادی، از منظر تحلیل تکنیکال نیز نرخ دلار پس از عبور از یک مقاومت مهم دینامیک که نزدیک به یک دهه حفظ شده بود و همچنین عبور از سطح ۱۲۸هزار تومان، وارد فاز قیمتی جدیدی شده است. در چنین شرایطی، تا زمان دستیابی به اهداف قیمتی و شکلگیری سطوح تعادلی جدید میان خریداران و فروشندگان، امکان تداوم حرکت قیمت بهصورت تدریجی وجود دارد. این تحول تکنیکال، خود در بستر انتظارات تورمی و نااطمینانیهای سیاسی بهصورت پیشدستانه معنا پیدا میکند.
پویاییهای بازار ارز در ایران طی هفتاد سال اخیر، بیش از آنکه محصول انتخابهای ارادی سیاستگذار میان نظامات ارزی باشد، روایتی از «انطباق اجباری» با شوکهای بیرونی و ناترازیهای درونی است. نرخ ارز در اقتصاد ایران، فراتر از کارکرد متعارف خود، به یک «دارایی پایه» و دماسنجی برای سنجش کیفیت حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است. مرور تجربههای تاریخی در ایران نشان میدهد که ثبات ارزی به جای آنکه محصول قواعد پولی انضباطبخش باشد، همواره بر رانت منابع تکیه داشته است؛ به گونهای که با هر تغییر در درآمد نفتی، ساختار تکنرخی فروپاشیده و جای خود را به نظامات توزیعی دستوری و نرخهای چندگانه داده است.
در اقتصاد ایران، بازار ارز صرفا یک بازار مالی نیست؛ بلکه آینهای از انتظارات، ریسکها و نااطمینانیهای کل اقتصاد است. به همین دلیل، هر شوک سیاسی پیش از آنکه اثر واقعی خود را بر عرضه و تقاضای ارز نشان دهد، ابتدا در نرخ ارز منعکس میشود.